بک‎لاگ محصول ابزار مهمی برای ثبت ایده‎ها و نیازمندی‌ها است. اما این ابزار برای تشریح روند توسعه احتمالی محصول در بلندمدت کارایی کمتری دارد. در این شرایط، نقشه راه محصول مطرح می‎شود. اما نقشه راه محصول و بک‎لاگ محصول چه ارتباطی با هم دارند؟ آیا بک‎لاگ از نقشه استخراج می‌شود یا برعکس؟ آیا مالک محصول باید مسئول هر دو مورد باشد؟ برای پی بردن به پیشنهاد ما، ادامه مطلب را بخوانید.

نقشه راه محصول در مقابل بک‎لاگ محصول

نقشه راه محصول و بک‎لاگ محصول دو ابزار مهم مدیریت محصول هستند. هریک از این دو ابزار نقاط قوت و ضعف خود را دارد: نقشه راه عبارت است از ابزار راهبردی برنامه‎ریزی محصول که نحوه رشد احتمالی محصول در چندین انتشار اصلی را نشان می‌دهد. نقشه راه محصول باعث تداوم هدف می‎شود، همکاری ذی‎نفعان را تسهیل، به دستیبابی به تأمین سرمایه کمک، و شرایط را به منظور همکاری برای توسعه و آغاز فروش محصول آسان می‏کند.

بک‎لاگ محصول شامل کارهای چشمگیری است که برای ایجاد محصولاتی از جمله اپیک‌ها و استوری‌های کاربر، نمودارهای جریان کار، اسکچ‌های طراحی‌ واسط کاربری، و موکاپ‌ها ضروری‌اند. بک‌لاگ محصول ابزاری تاکتیکی است که کار تیم توسعه را هدایت و مبنایی را (با استفاده از نمودار پیشرفت انتشار) برای پیگیری پیشرفت پروژه  ایجاد می‌کند. خلاصه تفاوت‌های اصلی نقشه راه و بک‎لاگ در نمودار زیر آمده است.

نقشه راه محصول و بک لاگ محصول
نقشه راه محصول و بک لاگ محصول

این دو ابزار، در صورتی که به‎طور صحیح به‌کار روند، به خوبی مکمل یکدیگر هستند. نقشه راه محصول چتری را برای بک‌لاگ محصول ایجاد می‌کند؛ نقشه راه محصول مطالب بیش‌تری در مورد رشد احتمالی محصول دارد، درحالی‌که بک‎لاگ محصول شامل جزئیاتی است که برای ایجاد محصول ضروری‏‌اند.

استخراج بک‎لاگ محصول از نقشه راه محصول

توصیه می‎کنم، به خصوص وقتی محصول هنوز نو یا بازار پویاست، بک‎لاگ محصول را از نقشه راه محصول استخراج کنید. با این حال، فرض می‌شود نقشه راه واقع‌گرایانۀ محصولی دارید که ورودی صحیحی مانند ویژگی‌ها و اهداف انتشار را برای بک‌لاگ ایجاد می‌کند.

می‎توانید این رویکرد را در موارد دیگری نیز به‌کار گیرید و بک‎لاگ محصول‎تان را بر ترخیص محصول بعدی متمرکز کنید. از این کار، بک‎لاگ کوتاهی به دست می‎آید که به‌‏روزرسانی و تغییرش آسان است ـ فرض می‎شود چرخه‌های جدید محصول را در معرض کاربران قرار می‎دهید، بازخورد و داده‌‏های کاربر را جمع‎آوری و تحلیل می‎کنید، و بینش‏هادی جدید را در بک‎لاگ می‌‏گنجانید. برای انجام این کار، مطابق شکل زیر، از هدف انتشار در نقشه راه‌تان برای بررسی بک‌لاگ محصول‌تان استفاده کنید. 

تمرکز بک لاگ محصول بر انتشار بعدی
تمرکز بک لاگ محصول بر انتشار بعدی

بیشتر بخوانید: استراتژی محصول خوب چگونه است؟ + نمونه موردی اسنپ

تمامی همپوشانی‌های بین نقشه راه و بک‌لاگ را به حداقل برسانید

متأسفانه، دریافتم که نقشه‌های راه محصول می‌توانند حاوی جزئیات بسیار زیادی از جمله اپیک‌ها و استوری‌های کاربر باشند، و برخی از بک‌لاگ‌های محصول بیش از حد متوجه آینده هستند . این موضوع باعث ابهام بین این دو موضوع می‌شود؛ چنین چیزی منجر به نقشه‌راه محصولی می‌شود که درک آن دشوار، مستعد تغییر، و مدیریت آن بیش از حد طولانی و دشوار است.

بنابراین، این دو ابزار را از هم جدا کرده و از نقاط قوت مربوط به آن‌ها استفاده کنید. از نقشه‌راه برای شرح سفر کلی محصول و از بک‌لاگ برای نمایش جزئیات استفاده کنید. اپیک و استوری را به نقشه‌راه محصول‌تان اضافه نکنید. در عوض، همیشه به سراغ ویژگی‌های سطح بالا و قابلیت‌های محصول بروید.

پیکربندی نقشه راه محصول و بک‌لاگ محصول را حفظ کنید

از اثرگذاری بک‌لاگ محصول بر نقشه راه محصول آگاه باشید: با بازخوردی که از قرار دادن چرخه‌های محصول در معرض کاربران به دست می‌آورید ممکن است مثلاً منجر به تغییر نقشه‌راه شوید. به همین نحو، اگر کار در اسپرینت‌ها مطابق انتظار پیش نرود، ممکن است مجبور باشید نقشه راه را به‌روزرسانی و مثلاً هدف و تاریخ را اصلاح کنید. بنابراین، حفظ پیکربندی نقشه راه محصول و بک‌لاگ محصول مهم است. همان‌طورکه پیش‌تر گفته شد، از نقشه راه محصول برای راهنمایی کار پاکسازی بک‌لاگ (Backlog Grooming) استفاده کنید و در زمان بازبینی نقشه راه محصول، تغییرات بک‌لاگ محصول را در نظر بگیرید. مطابق قاعده‌ای تجربی، بازبینی‌ها باید هر سه ماه یک بار انجام شوند و شامل نمایندگان تیم توسعه‌دهنده و سایر ذی‌نفعان مهم باشند.

برای مطالعه دیگر مطالب در زمینه الفبای مدیریت محصول از این لینک استفاده کنید.

منبع: نوشته ای از بلاگ تخصصی رومن پیچلر مشاور مدیریت محصول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *